در حال بارگذاری... (براي نمايش بهتر سايت از مرورگر Mozilla Firefox استفاده كنيد) 

XTAR TEAM

هم اکنون برای عضویت در گروه دانلود سنتر اكستار اقدام کنید

با عضویت در گروه اکستار از آخرین اخبار دنیای اینترنت و فناوری اطلاعات ، بهترین های موسیقی ، فیلم با خبر شوید
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
     
پنجره تبليغات
دانلود نرم افزار|برنامه|کرک|موبایل|بازی|قالب نیوک|والپیپر: تالار گفتمان

دانلود نرم افزار|موبایل|ترفند|اینترنت|گرافیک|عکسهای روز :: نمايش موضوعات - من نمي خوام بزرگ بشم (صحبت هاي كودك با خدا)(حتما حتما بخونيد)

من نمي خوام بزرگ بشم (صحبت هاي كودك با خدا)(حتما حتما بخونيد)

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   دانلود نرم افزار|موبایل|ترفند|اینترنت|گرافیک|عکسهای روز صفحه اول انجمن -> داستان های جالب

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

roozonline
کاربر فعال
کاربر فعال

وضعيت: آفلاين
12 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 116
امتياز: 131
تشکر کرده: 0
تشکر شده 12 بار در 11 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388 01:04:22    موضوع مطلب: من نمي خوام بزرگ بشم (صحبت هاي كودك با خدا)(حتما حتما بخونيد) پاسخ همراه با اعلان



الو ... الو... سلام


کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟


مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟


پس چرا کسي جواب نميده؟


يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟


خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.


بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...


هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .


صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟


فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟


بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا


باهام حرف بزنه گريه ميکنما...


بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛


بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغضامانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خدايقشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اينمخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارمقد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟


نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.


مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهمدوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سختسخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...


خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زودخاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواستههاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.


کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...


بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...


کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت

_________________
براي تشكر از كليد تشكر بزنيد
لطف كنيد نظرات خودتونو بنويسيد(باور كنيد خيلي مهمه)

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

HAMID
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت

وضعيت: آفلاين
2 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 473
امتياز: 943
تشکر کرده: 18
تشکر شده 18 بار در 16 پست

محل سكونت: هر جا که دل خوش است !!!

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388 00:45:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان


_________________
برای دیدن عکسهای تالار گفتمان از مرورگر فایر فاکس اسنفاده کنید .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   دانلود نرم افزار|موبایل|ترفند|اینترنت|گرافیک|عکسهای روز صفحه اول انجمن -> داستان های جالب

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group